تبليغاتX
( CANdo ) کندو
چهارشنبه 21 آذر1386

*تقدیم به تنها برادر بزرگم

ناله خرد شدن برگ ها زیر قدم هایمان و

                                                    سکوت...

اینها تنها صداهایی است که می شنویم.

اینجا پاییز زیر قدم های ماست

و ما درین شبانه بی طلوع در کوچه های دلتنگی و تنهایی خویش در حال پرسه زدن و به دنبال صدایی تا فریاد زنیم نام مشترکمان را که همانا درد است.

همان دردهایی که به زخم هایی بدل گشته که خوره وار روحمان را می خورند.

گاه آهسته...

شاید در انزوا...

و همان صدا که گر فریادش زنیم به سوی آن ها خواهد رفت که آمدند تا شاید التیامی باشند بر این زخم ها٬ مرهمی باشند بر این دردها٬ اما ندانستند که کارهاشان٬ حرفهاشان و گاه سکوتشان زخمی است بر زخم هامان. زخمی که تا ابد اثرش بر کالبدمان خواهد ماند.

اما دریغ که صدامان کوتاه است و گوش هاشان بسته...

پس باز هم در خود فرو می شکنیم تا شاید روزی بفهمند که دوست داشتن همیشه گفتن نیست و گاه سکوت است و گاه نگاه.

در هم فرو می شکنیم و این درد مشترک ٬ که گاه حتی نمی توانیم در چشم های هم نگاه کنیم ٬ را بر زخم هایمان می افزاییم...

اینجا پاییز زیر قدم های ماست و ما زیر قدم های آفریدگار این پاییز...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:21  توسط naVd  | 

~ ~ ~